شمس الدين حافظ

570

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

486 - « جام مى » نصيب من چو خرابات كرده است اللّه * درين ميانه بگو زاهدا ، مرا چه گناه كسى كه در ازلش جام مى نصيب افتاد * چرا به حَشْر كنند اين گناه ازو درخواه بگو به صوفى سالوسِ خرقه‌پوشِ دورو * كه كرده دست درازى و آستين كوتاه تو خرقه را ز براى ريا همىپوشى * كه تا به زرق برى بندگان حق از راه غلام همت رندان بىسروپايم * كه هردو كَون نيرزد به پيششان يك كاه مراد من ز خرابات چونكه شد حاصل * دلم ز مدرسه و خانقاه گشت سياه برو گداى در هر گدا مشو حافظ * مراد خويش نيابى مگر بشيء اللّه * توضيحات : نصيب ( بهره ) الله ( خدا ) چه گناه ( گناهى نيست ) ازل ( آغاز ) مى ( شراب ) حشر ( روز قيامت ) درخواه ( بازخواست ) معنى بيت ( 3 ) ( به درويش رياكار و خرقه‌پوش بگو كه رياكارى كرده است ولى من نكردم ) معنى بيت ( 4 ) ( اى درويش ، تو خرقه را براى تظاهر مىپوشى تا بندگان خدا را از طريق رياكارانه گمراه كنى ) معنى بيت ( 5 ) ( چاكر عنايت و توجه باطنى قلندران بيچاره هستم كه دو جهان در مقابلشان به اندازه يك پر كاه ارزش ندارد ) معنى بيت ( 6 ) ( چون مرادم از ميخانه حاصل شد ديگر دلم از مدرسه و خانقاه بيزار شد ) معنى بيت ( 7 ) ( اى حافظ گداى درگاه بيچاره‌تر از خود مشو زيرا اصل تمام اشياء خداست بجز از خدا مخواه ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - هركس در زندگى بهره و قسمتى دارد كه از آن چاره‌اى نمىباشد ، اما مىتوان با انديشه و تلاش و توكل بر خدا بر شدايد پيروز شد ، سعى كن متوجه رقيب و يار باشى زيرا ممكن است در كار نيرنگ و رياكارى به كار ببرد . 2 - انسان‌ها را مىتوان فريب داد اما خداوند و وجدان را نمىتوان گول زد ، به او بگو : غلام همت رندانى هستم كه دو عالم در نزد آنان يك پر كاه هم ارزش ندارد و در كمال استغنا زندگى مىكنند . 3 - ديگر از قيل‌وقال مدرسه و خانقاه بيزار شده‌اى ، مىدانى چرا ؟ براى اينكه ايمانت ضعيف شده و ترديد و دودلى در قلب شما رخنه كرده است ، لسان الغيب مىفرمايد : برو و گداى در هر فقير مشو و محتاج كسى مباش كه او خودش محتاج است ، به مرادت نمىرسى مگر آنكه مقيم درگاه خدا و اولياى او شوى . 4 - زمان انجام اين نيت فعلا فرانرسيده قدرى صبر و شكيبايى پيشه كن ، بالاخره شاهد مقصود را در آغوش خواهى گرفت ، نذر خود را ادا كن . 5 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 فرمايد : ( چون خداوند باده‌نوشى را قسمت من كرده است ، پس اى زاهد بگو ببينم گناه من چيست ؟ ! ) ( كسى كه در روز ازل باده‌نوشى مقدرش شده ، پس چرا روز قيامت اين گناه را از او بازخواست مىكنند ) خود تفسير كنيد . 6 - شما زياد سربه‌سر او مىگذاريد و ايراد مىگيريد ، به ويژه خانوادهء وى را زير سؤال برده‌اى ، آخر قدرى فكر كنيد ، اگر او دست از خانواده‌اش بكشد ، مطمئن باشيد به راحتى از شما نيز دست خواهد كشيد ، آينده را خراب نكنيد ، به همه احترام بگذاريد ، نق زدن و ايراد گرفتن هم اندازه‌اى دارد و بيش از اين ، او را ملول و سرخورده نكنيد ، متوجه باشيد . 7 - در معامله‌اى سود فراوان به دست خواهيد آورد ، ازدواج نيكويى در شرف انجام مىباشد و تولدى جديد كه دختر است ، قلب‌ها را گرم خواهد كرد . 8 - بيمارتان براى شفا و درمان نياز به زمان دارد ، گمشده نزد دوستى از دوستان است كه او نيز نمىخواسته اين گونه باشد و ابدا تقصيرى ندارد پس به زودى پيدا مىشود . 9 - مسافرتى مهم در پيش مىباشد كه موجب رونق زندگى شما مىشود ، در امور علمى و ادارى حتما به زودى خبرى خوش دريافت مىكنيد .